رویای کودکی و دبستان کنار تو

خوابم گرفته بود به دستم انار تو

رویای کودکی و دبستان کنار تو

این میز عاشق است که بر سینه ی خودش

حک کرده است نام تو را یادگار تو

آن روزهای یار کشی کاش میشدم،

از بین بچه ها همه ی عمر یار تو

با سوتهای بلبلی ام حبس میشدم

در میله های پیرهن راه دار تو

می شد که قهر کرد و با بابادکی

پرواز کرد و رفت شبی از دیار تو

ای کاش میشد اینکه ببافم تمام عمر،

گلهای مخملی کتم را به دار تو

باید شما خطاب کنم بعد ازین تو را

با احترام محض بگویم تو را “شما”

گاهی اگر ببینمتان حرف میزنم

البته سر بزیرتر از قبل با شما

کوتاه اینکه سخت از این وضع خسته ام

از این همه مبالغه، از این شما شما

ای کاش فرصتی بشود مثل کودکی

جرات کنم  شما!؟  نه بگویم دوباره تو

نفرین به گل به دستکش و توری سفید

به صندلی بی من و مرد کنار تو

"علی داوری"

/ 18 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ÈåäÇã

با سلام وبلاگ جالبي داري مايلي با من تبادل لينک کني که تبادل لينک به صورت اتوماتيک هستش اگه خواستي بيا به همين آدرس و لينکتو اضافه کن. با تشکر www.chic.loxblog.com

زي زي گولو

تنفر تنفر !

baso

سلام ... نفرين به گل به دستكش و توري سفيد به صندلي بي من و مرد كنار تو ............................................................................ پيروز باشيد. آپم[گل]

Saman Ice

همیشه برای دلسردشدن زود است ادامه دادن را ادامه دهید سلام دوست عزیز وبلاگ بسیار زیبا وخوبی دارید پست جالبی بود خوشحال میشم سری هم به من بزنید ونظرتو در مورد وبلاگم بگی من دلگرمت کردم ولی تو دلسردم نکن به امید دیدار http://saman1990.blogfa.com

فهیمه

خيلي زيبا بود و محكم.لذت بردم.ممنون

baso

.................... آن روزهای یارکشی کاش میشدم از بین بجه ها همه عمر یار تو ... [گل]

زي زي گولو

سلام عزيز دل برادر چرا به روز نمي كني؟! نكند باز هم رفته اي سفر قونيه؟! ما وبلاگ شما بسيار پر ارجتان را همي بسيار خواهانيم چنانكه خودتان را! [قلب]