تو رو خیلی دیر شناختم ...

سلام

 

زمزمه‌ی این روزای من ... ترانه عروسک ستار

 

 می‌شد از بودن تو عالمی ترانه ساخت

 کهنه‌ها رو تازه کرد از تو یک بهانه ساخت

با تو می‌شد که صدام همه جا رو پر کنه

 تا قیامت اسم ما قصه‌ها رو پر کنه

اما خیلی دیر دونستم تو فقط عروسکی

کور و کر بازیچه باد مثل یک بادبادکی

دل‌سپردن به عروسک من و گم کرد تو خودم

تو رو خیلی دیر شناختم وقتی‌که تموم شدم

نه یه دست رفیق دستام نه شریک غم بودی

واسه حس کردن دردام خیلی خیلی کم بودی

توی شهر بی کسیهام تو رو از دور میدیدم

با رسیدن به تو افسوس به تباهی رسیدم

شهر بی عابر و خالی شهرتنهایی من بود

لحظه شناختن تو لحظه تموم شدن بود

 مگه می شه از عروسک شعر عاشقونه ساخت

عاشق چیزی که نیست شد روی دریا خونه ساخت

دانلود کنید 

یه لینک دانلود دیگه

 

تنهایی‌ام را با تو قسمت می‌کنم سهم کمی نیست

...

با  استفاده از آرشیو: ترانه های برفی

/ 16 نظر / 40 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م - رنجیده

سلام با آواز صبحی ‌خاکستری تو را چشم در راه...

- قصیده المبارک الساندیسیه !!!!56

ساندیس! ای عصاره شیرین انقلاب ای نقشه های دشمن ایران ز تو بر آب هرگز ندیده است کسی آب میوه ای خوش مزه تر ز زولبیا و چلو کباب! سر مست جرعه ای ز تو گردیده ایم ما دشمن خراب گشت اگر از خم شراب من مانده ام تو چشمه جان بخش زمزمی یا مایه حیات منی یا شراب ناب؟! ای کاخهای فتنه ز تو روی ویبره ! ای خانه های دشمن قرآن ز تو خراب ای قلبهای فتنه گران از تو در تپش ای از دو چشم دشمن ملعون ربوده خواب نازم به تو که آن همه جمعیت آمدند از عشق تو به جوشش و فریاد و التهاب نازم به تو که کوچه به کوچه تمام شهر پر گشت از امام حسین تا به انقلاب و آن گاه موج جمعیت از انقلاب تا آزادی و به صادقیه رفت پر شتاب دشمن خیال کرد که انبوه مردمان وهم است یا تخیل موهوم یک سراب آن گاه مثل آن که بتابد به کله اش در نیمروز, شعله جانسوز آفتاب, بگشود لب به یاوه و هذیان و هرزگی دشنام داد هر چه توانست , بی حساب! گفت ابلهانه: این همه جمعیت آمده با اتوبوس از طرف ابهر و بناب یک عده هم قطار قطار آوریده شد از شهرهای گنبد و تبریز و از سراب! عقل سلیم چیز بدی نیست ای عزیز! چون عقل نیست جان گرامی ست در عذاب

- قصیده المبارک الساندیسیه !!!!56

هر کس چنین دروغ بگوید نه آدمی ست چیزی ست از قبیل همین دسته دواب اینان که وهن آدم و اولاد آدم اند "قیل اخسئوا" ست لایقشان جای هر خطاب شیطان مگر ز زمره کروبیان نبود؟ دیدی که رانده گشت به زاری از آن جناب؟! یا سامری که موسوی واقعی نبود دیدی چگونه گشت ز خذلان حق خراب؟! آن روز هر چه سبز و سیاه و دروغ بود گم شد میان جوشش ساندیس چون حباب! در بین نعره های ملت ساندیس خور , عدو شد محو مثل وزوز آهسته ذباب! آن روز گفت در دل آن جمع باشکوه با شیطنت به من یکی از جمله شباب: "بی شک قوی تر از ملوان زبل منم اسفندیار هم شده از من در اضطراب او اسفناج خورد و توانش زیاد شد من ساندیس می خورم و می کشم طناب!" ساندیس من! برای تو باید غزل سرود باید نوشت بهر مدیحت بسی کتاب ای دل بیا از این پس و ساندیس خیر کن گر اهل خیر هستی و گر طالب ثواب گر مدعی تواند و اهل سخنوری ست یک بیت از این قصیده ما را دهد جواب!![نیشخند]

56

[زبان][نیشخند][چشمک]

مسلم

آینه جان سال که نو می شود/ هرکسی از هول و ولا می دود‌// صحبت شیرینی و شور و شر است/ تلخی ایام مگر می رود؟...

Neo

به یک عدد دوست دختر 17 18 ساله نیازمندیم !!!!!! پی ام بدید حال کنیم این نظرو اسپمر داده نمی خواد جواب بدید

م - رنجیده

. بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک شاخه های شسته ، باران خورده پاک آسمان, آبی و ابر, سپید برگ های سبز بید عطر نرگس ، رقص باد نغمه شوق پرستوهای شاد خلوت گرم کبوترهای مست نرم نرمک میرسد اینک بهار خوش به حال روزگار ............. ................ هر روزتان نوروز ، نوروزتان پیروز --------------------------------------- .

یوسف

مگه میشه از عروسک شعر عاشقونه ساخت عالی بود عالی موفق باشی

Neo

یه روبوت باحال ادش کنید بعد یه آیدی بهش بدید عکس بغل آیدی رو می گیره به شکل باحال پس می ده بهتون ID : neo.pic2ascii