بگذار
گنجشکهای خرد
در آفتاب مهآلود بعد از ظهر زمستان
به تعبیر بهار بنشینند
و گلهای گلخانه
در حرارت ولرم والر
به پیشواز بهاری مصنوعی بشکفند.
سلام بر آنان
که در پنهان خویش
بهاری برای شکفتن دارند
و میدانند
هیاهوی گنجشکهای حقیر.
ربطی با بهار ندارد
حتی کنایهوار!
بهار غنچه سبزی است
که مثل لبخند باید
بر لب انسان بشکفد
بشقابهای کوچک سبزه.
تنها یک «سین»
به سینهای ناقص سفره میافزاید
بهار کی میتواند
این همه بیمعنی باشد؟
بهار آن است که خود ببوید؛
نه آن که تقویم بگوید!
«سلمان هراتی»
سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متأثر بود ... علت ناراحتیاش را پرسید.
شخص پاسخ داد: در راه که میآمدم یکی از آشنایان را دیدم. سلام کردم. جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت؛ و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.
سقراط گفت: چرا رنجیدی؟
مرد با تعجب گفت: خوب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت کننده است.
سقراط پرسید : اگر در راه کسی را میدیدی که به زمین افتاده و از درد به خود میپیچد، آیا از دست او دلخور و رنجیده میشدی؟
مرد گفت : مسلم است که هرگز دلخور نمیشدم. آدم از بیمار بودن کسی دلخور نمیشود.
سقراط پرسید: به جای دلخوری چه احساسی مییافتی و چه میکردی؟
مرد جواب داد : احساس دلسوزی و شفقت و سعی میکردم طبیب یا دارویی به او برسانم.
سقراط گفت : همه این کارها را به خاطر آن میکردی که او را بیمار میدانستی. آیا انسان تنها جسمش بیمار میشود؟ و آیا کسی که رفتارش نا درست است، روانش بیمار نیست؟ اگر کسی فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمیشود... بیماری فکری و روان نامش غفلت است؛ و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی میکند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند.
پس از دست هیچ کس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده ...
«بدان که هر وقت کسی بدی میکند در آن لحظه بیمار است»

سیمین: پدرت اصلا میفهمه که تو پسرشی!؟
نادر: اون نمیدونه من پسرشم، ولی من که میدونم اون پدرمه ...
(به سلامتی همه اونایی که محبت های پدر و مادر تو کودکی شون یادشون نرفته)

...
پرسش خیرنگار از فرهادی پس ازدریافت جایزه اسکار: «جدایی» چه ویژگیهایی داشت که توانست با بسیاری از مردم دنیا ارتباط برقرار کند؟
فرهادی: برای من سخت است که بخواهم انگشت روی نکتهٔ خاصی بگذارم، اما فکر میکنم آن چه اهمیت دارد این است که گرچه «جدایی» فیلمی بومی است، ولی توانست با تمامی مردم دنیا ارتباط برقرار کند چون دربارهٔ روابط انسانی است. آن چه در این فیلم اتفاق میافتد مختص یک مذهب یا جغرافیای خاص نیست و شاید به همین دلیل باشد که فیلم برای مردم بسیاری از نقاط جهان از خاور میانه تا استرالیا و امریکای شمالی قابل درک است.
...
مطالب قدیمی تر »
